![]() |
![]() |
|
| دنیا دنیا دلم شداسیرش دنیا دنیاازم گرفتیش پس بی خیالش |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 22:47 توسط نیما |
|
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت
دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهایی ام روییدند
با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی
دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود آخرین حرفت
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم را برروی اشکی
از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی
نمیدانم چرا!؟ شاید خطا کردم
و تو ...بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا !؟ تا کی !؟ برای چه !؟
ولی رفتی ...
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار
در هر لحظه خواهم مرد
هنوز آشفته چشمان زیبای توام... برگرد
ببین که سرنوشت من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت
تو هم در پاسخ این بی وفاییها بگو
در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم
و من در حالتی ما بین اشک و حسرت و تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ است و سرد
و من در اوج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
رها گشتم ...
نمیدانم چرا !!
شاید به رسم عادت پروانگی مان باز
برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت
دعا کردم ... دعا کردم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 21:48 توسط نیما |
|
کسی رو دوست دارم که ماه هاست از پیشم رفته اما من باور نکردم در ته مانده های ذهنم پنهان کردم که هیچ گاه دوستم نداشت هیچ وقت لبخندی واقعی حتی قطره ای اشک یا شاید لحظه ای انتظار برایم نذاشت برای چی هنوز دوستش دارم نمیدونم ولی هنوز... ولی هنوز هم توی تک تک قطره های بارون خاطرات روزهای بودنش را میبینم....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 11:15 توسط نیما |
|
آنکه دائم هوس سوختن ما می کرد کاش می آمد و از دور . زدی خنده تلخ تو مونده هنوزم تو دلم یادگاری حالا بیا و ببین چی اوردی به روز و روزگارم یادته دستای خستمو پس زدی نموندی کنارم
هواتو کردم دوباره بازم دلم تنگه برات
م
کاش قلبم درد تنهایی نداشت ...!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 11:9 توسط نیما |
|
|
سلام دوستان .من دوباره اومدم با تغییرات جدیدتر بزودی ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 12:54 توسط نیما |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل آذر 1388 هفته چهارم مهر 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته دوم مهر 1388 |
|
RSS
|